تصاویر انتخابی

شعر طنز اجتماعی با موضوع وام

فرهنگی مثنوی های جدید سیاست

 

#تلخندسیاسی    #طول_عمروام

بعدازعمری زندگی بادردورنج بسیار 

آخرزمین گیرشدم بااین دنیای مکار 

ازوقتی چشم گشودم درصف نشسته بودم 

یاسرکاری بودم یامیرفتم سرکار

عاقبت اززندگی لڌتی من ندیدم 

با سختی زندگی اسیرم کردروزگار

تاخونه میرسیدم سریعأ میخوابیدم

رمق دیگر نداشتم ازمشکلات بسیار

ازنوبت گازبگیرتاصف شیرو پنیر

بارهادرصف متروچرت میزدم بیشمار 

ازبس که کارمیکردم بدون استراحت 

تابه خودم اومدم شدم علیل وبیمار

یک روزرفتم اداره برای راه چاره 

نمودم درخواست وام باحالتی گرفتار

باعجزوناله گفتم برس بحال زارم 

وام ضروری میخوام که دردم شده آشکار

مدیرکل امضاکرددادم معاون اول

اونم نوشت برایم برو پیش دفتردار

رفتم پیش دفتردار نامه روکردشماره

گفت بده به معاون نوبت اونه اینبار

رفتم سراغ پاراف نزد آقا معاون 

جوابش راگرفتم باحال زارواشکبار

اینچنین نوشته بود معاون اداره 

تاسال دیگه صبرکن شایدرسداعتبار

حالاسه سال گذشته هنوزوام نگرفتم

درعوض بدتر شدم ندارم دیگر قرار 

وضعیتم وخیم شد بردنم بیمارستان 

بین راه رسیداجل با سند پایان کار

برای کفن ودفنم یک کارتن قندآوردن

اونم ازحقوق کسرشددرردیف بدهکار

خلاصه چهلمم رفت رسید اولین سالگرد

وامم تصویب نشده پوسیدم من در مزار

میترسم ازماجرا دق کننداهل وعیال

برای وام گرفتن بشن از دنیا بیزار

حال علیا گرفته از اینمه حق کشی

که میبند او هر روز در میان این بازار 

شاعر وتحلیلگر #علی_سرابی_یاقوند

شعرطنز مسافران ترکیه

#شعرطنزاجتماعی 

 

دروصف وحال زائران عزیزترکیه 

 

السلام ای زائران ترکیه 

ایکه هستیدمانندشوالیه 

مثل اختاپوس بوده کارتان 

شماهستیدبنده گان الیه 

حالاکه وقت عیاشی رسیده 

پس چرابهرکمک نیستیدپایه 

فرداکه محرم میرسداز راه 

به زبان دارید هزار اخطاریه 

پس چراحالابجای عیاشی 

نداریدبهرفقیران بار مایه

آنچنان محوگالیپولی شدید

فراموش کردیدآفتاب وسایه

درطواف عالیجناب تراوا

مست کندشما را بااولیویه ؟

هنگام سیروسفردریایی 

چندتاحوری میبینیددرفتحیه

عشق وحال بوده شبےدرآنجا

که برقصیدبا حضرت حوریه 

بعدازآنکه کاملافیاض شدید

معجزه داردبازار انسیه 

اگررفتی تودرمسجدآبی 

ببین آنجاعزیزمن نخوابی 

اگردرمسجدآبی خوابیدی

بدان که بندتنبان رابربدی 

آناتولی آیدبدون زیرپوش 

 کنارتوبخوابدمست وبیهوش

بگیرمحکم توبند بالن هارا

به وقت حادثه نگویا مولا

هنگام تماشای شهاب سنگها

مواظب باش نگیری ایدزوبلا

مکان حقیقی این زیارت

بوده دیسکووبازارحقارت

جاییکه اندامهایتان عیان است

کلیدپارتی هایش خاص جوان است

بعدازاین زیارت پرازصفا

آماده شوندبرای ایرادها 

چون محرم میرسدمومن میشن 

همگی یاوران هومن میشن 

آنجادلسوزی کنتد بهرفقیر

این جماعات امیران حقیر

آنچنان خطابه گویندآنروز

که فراموش میکنندعشق دیروز

علیابس کن دنیابوده صدرنگ

این جماعت موش بوده وقت جنگ

شاعر: #علی_سرابی_یاقوند 

ف.ک.سیاسی قوم لر 

#پایگاه_تحلیلی_خبری_لرپرس

@lorigeram

http://jvan.me/1goJ 

مقایسه دهقان فداکار و کارگرفداکاربقلم شکسته علی_سرابي_یاقوند

فرهنگی

  

 

مقایسه دهقان فداکار و کارگرفداکاربقلم شکسته علی_سرابي_یاقوند 

          هردوفداکارندامااین کجاوآن کجا

صدای قطاردردل یک شب سردباعث دلگرمی مسافران وچشم انتظاران به مقصدبود...کمی آنطرف ترصدای مهیب ریزش کوه حکایت از آسیب ریل قطاررافریادمیزد... 
مسافران قطارامابدون اطلاع ازاین ماجرالپ هایشان قرمزازشادی بودبالبهایی پرازخنده چشم دل رابه مقصددوخته بودند،قطارهرلحظه میرفت تاهمانندتایتانیک فاجعه ای سیاه رادرتاریخ خلق کندکه ریزعلی همان دهقان روستایی بادیدن این صحنه درسوزسرمای شدیدبدون معطلی پیراهنش راازتن درآوردوبصورت یک مشعل آتش زدتانورزردونارنجی اش همانندچراغ هشداردهنده خطری باشدبرای جلب توجه راننده قطاروهم ازگرمای اندکش امیدی باشدجهت جلوگیری ازمرگ درنهایت نتیجه این رفتار انسانی موجب گردیدتاحادثه ای تلخ رخ ندهدوازریزعلی یک قهرمان ملی بنام دهقان فداکاربسازدبه پاس قدردانی ازریزعلی نام اورادرکتب درسی به یادگارماند....

 
چندسال بعد...
نهم تیرماه 1394بود، هوای خوزستان گرم و ماهشهر گداخته‌تر، کارگران پتروشیمی مارون مشغول کار بودند
و فشار همزمان کار و گرما توان آنها را ربوده بود، کسی حوصله حرف زدن نداشت و دست‌ها و پاها
برای تمام شدن یک کار سنگین روزانه دیگر در تکاپوی بی‌امان بود که ناگهان صدای مهیب انفجار، ظهر تنبل
و کسل تابستانی را وحشت‌زده از خواب بیدار کرد، علائم هشداردهنده که به کار افتاد؛ همه ترسیدند
دربزرگترین پالایشگاه پتروشیمی کشور مازون که قلب تولیدونبض اقتصادایران است
یک آتش سوزی ناگواری رخ میدهدکه هرلحظه امکان انفجارمنابع ومخازن موجوددرپایلایشگاه
وجوددارد..بیش ازصدهانفردرحریم آتش سوزی قرارداشته ودرمجموع بالغ برسه هزار کارگرومهندس
درمحیط پتروشیمی مشغول کاروفعالیت هستندکه همگی تامرگ فاصله ای ندارند...
 
 
هرچه تلاش میکنندآتش مهارنمی شود.شعله های آتش هرثانیه بیشتروبیشترمیشود وخطرانفجارهاراتامرحله یقین بالامیبرد...
پالایشگاه درمعرض نابودی کامل است که بااین ویرانی هزاران خانواده صاحب مصیبتی تلخ خواهندشد...
قلبهادرسینه بیرون آمده دیگرمجالی برای  رویارویی باآتش نیست کارگران بایدسریعا محل راترک کنند
تالااقل چندنفری ازآسیب جان سالم بدرکنند...
 
فقط دریک صورت آتش مهارمیشودبستن شیرفلکه اصلی که آنهم درمیان شعله های فوران شده قرارگرفته
دل شیرمیخواهدبه آتش بزندتااین حادثه ویران کننده اقتصادایران وانهدام کامل پالایشگاه بهمراه نفرات آن رانجات دهد...
 
 
 
شیربچه ای ازقوم بزرگ لرکه همواره سبب نجات این دیاراهواری بوده اندباتشخیص صحیح وبیرون
راندن تمام کارگران ازمحوطه سیاوش واربه دل آتش زدتابابستن شیرفلکه اصلی ازبزرگترین فاجعه تاریخ ایران
زمین جلوگیری کندوخان هفتم هفت خوان این دنیای بدذات راباشهادت به پایان برساند...
 
 
 
امانه نام ،نه نشان ونه حتی درگوشه ای ازفهرست وحاشیه ی کتب درسی یادی ست
وغم انگیزترازآن فراموش کردن یاداین شهیدفداکاردراذهان کارگران ومدیران پالایشگاه است...
 
ملت ایران بایدبدانندکه امروزبخاطراز خودگذشتگی شهیدوالامقام_شهرام_محمدی
 
       ازدیارایذه است اگرهنوزپایشگاه سالم ودرحال تولیداست ...

ریزعلی_خواجوی پیراهنش سوخت قهرمان ملی شدو شهرام_محمدی جانش سوخت ولی....

یادش گرامی باد
 
علی_سرابي_یاقوند 
شاعرحماسی سرای قوم لرکارشناس سیاسی و رسانه

آتش_به_اختیار 
شهدارافراموش_نکنیم

غزل مثنوی حماسی درجواب حمله داعش ازشاعرحماسی سرای قوم لر

فرهنگی

هشدارقوم لربه دشمنان ایران خصوصا آل صهیون آل سقوط

 هشداربه دشمنان ایران

 غزل مثنوی حماسی قوم لر


 علیانوشت 

مابنده خالق نیک گفتاریم

محافظان مکتب کراریم

ماعقابان آسمان غیرت 

فرمانبردستوری آشکاریم 

اگرخطای دیگری رخ دهد

دلیران آتش به اختیاریم 

دردنیای پرازنیرنگ وحیله

جانثاران میر تک سواریم 

صدباراگربمیرم درراه دین

بازمالکان اشتر پیکاریم 

برای حفظ ناموس ایرانی

کمان بدستان صفدرتباریم

دررزمگاه نبردبادشمنان

شیران غران درپی کفتاریم

دشمنان ایران این رابدانند

ماعاشقان نبردبا کفاریم 

 ترقه بازی که اثرندارد

برای ماکه کوه استواریم 

هشدارمابوده به آل صعود

 ابابیل شجاع بیشماریم

اگرامروزباخیانت چنین شد

عددهای معکوسمان شماریم

مدافعان همه مهیا شدند

ننگ است اگرآرامتان بذاریم

به قوم لراگرچه صدجفاشد

ولی بازهم بسان مازیاریم 

دراین مدت خیانتهابه لرشد

امابازهم مامالک وعماریم 

بافتنه هاقصددلسردی داشتید

کورخواندیدماازنسل دلواریم

قوم لرراهرگزنبوده ذلت 

ازآل صهیون کینه دردل داریم

 بافتنه گرمامیدانیم چه کنیم

سراوراروی سینه اش بکاریم

هرچندبه قوم لرتوجه نشد

ننگمان باددشمن راواگذاریم 

هرگاه که مامیرویم میدان رزم 

ازپشت سرنامردمی خورده ایم

اگرچه ازخودی خنجرهادیدیم

به عشق رهبربازاسفدیاریم 

شاعرحماسی سرای قوم لر

 علی سرابي یاقوند 

 لرپرس

مثنوی طنزسیاسی ازشاعرحماسی سرای قوم لر

فرهنگی سیاست

فرق سیدابراهیم رئیسی بادیگرکاندیداهای محترم  آنهابدون اثبات حکم قضایی
به همدیگراتهام زدند ولی سیدابراهیم_رئیسی  باوجوداینکه برخی
حکم قضایی صادرشده بودبراشون ولی سکوت کردند...واین نشان
حقانیت ایشان است حتی فراترازاین عناوین
پس نام سیدابراهیم_رئیسی  رابخاطر بسپار.
 
مثنوی_طنزسیاسی (قسمت چهاردهم)

    بنی_آدم 

علیانوشت 

بنی آدم ابزاریکدیگرند
درمناظرات بهم میپرند 
این بنی آدم هنگام قدرت
اختلاس کنندمافوق سرعت
به ظاهرولی چون برادرند
بوقت وبی وقت پرده هادرند
یکی بادروغ یکی باتهمت 
سیلی میزنند بر رخ امت 
چه کسی گفته ازیک پیکرند 
اینهاکه گویی کاردوخنجرند
ﯾﮑﯽ باخودش داردکلیدها
باکلیدزند قفلی نابجا 
ﯾﮑﯽ نرده بان سازدازهمه
هرچی میبردگوید که کمه 
ﯾﮑﯽ از آجرنان می آورد
ﯾﮑﯽ نان راباآجر می خورد
یکی راه ها را هموارمیکند
یکی خانه هارا آوارمیکند
یکی جام زهرداردباسلام
یکی بام درد داردبی کلام
یکی جیب خودپراززرکند
یکی جانهارا دربه در کند
یکی ضخاک وارخوارکی خورد
یکی خوارک چرکی میخورد
یکی باﻗﻠﻢ ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺧﻮﺭﺩ
ﯾﮑﯽ باﺧﻨﺠﺮ سینه ﻣﯽ ﺩﺭﺩ
یکی چو علیا نفس ندارد
یکی صدنفس کنارش دارد
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ دارد،دردﺭﻭﺯﮔﺎر
ﺩﮔﺮﻋﻀﻮﻫﺎهم ﭘﻲ ﻛﺴﺐ ﻭﻛﺎﺭ
 ﭘﺮﺍﺯﻧﻔﺮتیم پرازﮐﯿﻦ ﻭﺁﺯ
ﯾﮑﯽ بابوئینگ میکندپرواز
ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ کسی ﺑﻴﻐﻤﻲ
به تو می گویندحتماﺁﺩﻣﻲ
مردمی عجیب هستم همگی
بانجیب زنیم حرف جفنگی  
کسی که دارداخلاق سالم
گیربهش میدیم که تویی ظالم
چونکه نمی خوادپرده بدرد
میگوییم که اوبدردنخورد
چونکه رفتارش بوده خدایی 
گیردادیم چرادارد نیکویی 
اگرحریمی نشکسته است
گویم که چرادهن بسته است
یکی که داردحس پرویی 
به اومیدهیم فوش انبویی
هرکسی ساکت بوده درمیان
گیربهش میدیم نداردزبان
اخربه کدام سازهامیرقصی
انسانی باشیم یاخاروخثی 
کمی انصاف رارعایت کنیم
اینقدرریزریزه آیت نکنیم
اگرکه کسی اشتباهی کرد
فوری میگوییم اوخطایی کرد
اگربه خطا اعتراف کنند
سریع ضداوااعتلاف کنند
مامردمانی هستیم احساسی 
بروزش باد داریم رقاصی
عاشق همین خول بازیهائیم
احساس میکنیم که ماخدائیم
برای خنده یک رای میدهیم
بعدمثل شمشیر مابرنده ایم
اگرچهارکتاب خوندیم روهوا
درمباحث شویم مثل علما
داریم مامیلی به انگلیسی
که گیرمیدهیم مابه رئیسي 
رئیسی نبوده قاضی حکم کند
یاکسی رااوخود محکوم کند 
رئیسی هرگز اعدام نکرده 
یانان کسی را دام نکرده  
رئیسي ظلمی اعمال نکرده
حق کسی راپایمال نکرده
ازکسی هرگز کینه ندارد
اگرچه اسراری درسینه دارد 
واسه رای دادن آزادیدشما
نه باشکستن برخی حرمتها
کاندیدای من بوده رئیسی 
اگرکه خواستی اونو نویسی 
وعده گاه ما روز اخذآرا
۲۹اردیبهشت درایران ما

شاعرحماسی سرای قوم لر
علی_سرابي_یاقوند 

  

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 10 صفحه بعد

درباره ما

به وب سایت لر پرس ✋ خوش ✋ آمدید قوم لر یکی از سربلندترین اقوام ایرانی است که نقش بی بدیلی در ساختن تمدن ایرانی ایفا کرده است.مردمان لرزبان در کشورهای ایران-عراق-سوریه-چین-عمان -ترکیه- روسیه و افغانستان زندگی می کنند. لرزبان ایران در جنوب غرب کشور و در امتداد کوههای سر به فلک کشیده زاگرس سکونت دارند.لرستان پشتکوه یا ایلام امروزی از دیر باز یکی از اصلی ترین سکونتگاههای قوم لرمحسوب می شده و می شود.

جستجو

تصاویر منتخب

آرشیو

نويسندگان

لینک دوستان

اشعار لری

شبکیا اجتماعی

موضوعات

 

پایگاه تحلیلی خبری لرپرس

ارائه اخبار وتحلیل های جامع _ معرفی قوم لر _ارسال آهنگ ها و دکلمه های قدیم و جدید_ معرفی جاذبه های طبیعی باستانی گردشگری