تصاویر انتخابی

مقایسه دهقان فداکار و کارگرفداکاربقلم شکسته علی_سرابي_یاقوند

فرهنگی

  

 

مقایسه دهقان فداکار و کارگرفداکاربقلم شکسته علی_سرابي_یاقوند 

          هردوفداکارندامااین کجاوآن کجا

صدای قطاردردل یک شب سردباعث دلگرمی مسافران وچشم انتظاران به مقصدبود...کمی آنطرف ترصدای مهیب ریزش کوه حکایت از آسیب ریل قطاررافریادمیزد... 
مسافران قطارامابدون اطلاع ازاین ماجرالپ هایشان قرمزازشادی بودبالبهایی پرازخنده چشم دل رابه مقصددوخته بودند،قطارهرلحظه میرفت تاهمانندتایتانیک فاجعه ای سیاه رادرتاریخ خلق کندکه ریزعلی همان دهقان روستایی بادیدن این صحنه درسوزسرمای شدیدبدون معطلی پیراهنش راازتن درآوردوبصورت یک مشعل آتش زدتانورزردونارنجی اش همانندچراغ هشداردهنده خطری باشدبرای جلب توجه راننده قطاروهم ازگرمای اندکش امیدی باشدجهت جلوگیری ازمرگ درنهایت نتیجه این رفتار انسانی موجب گردیدتاحادثه ای تلخ رخ ندهدوازریزعلی یک قهرمان ملی بنام دهقان فداکاربسازدبه پاس قدردانی ازریزعلی نام اورادرکتب درسی به یادگارماند....

 
چندسال بعد...
نهم تیرماه 1394بود، هوای خوزستان گرم و ماهشهر گداخته‌تر، کارگران پتروشیمی مارون مشغول کار بودند
و فشار همزمان کار و گرما توان آنها را ربوده بود، کسی حوصله حرف زدن نداشت و دست‌ها و پاها
برای تمام شدن یک کار سنگین روزانه دیگر در تکاپوی بی‌امان بود که ناگهان صدای مهیب انفجار، ظهر تنبل
و کسل تابستانی را وحشت‌زده از خواب بیدار کرد، علائم هشداردهنده که به کار افتاد؛ همه ترسیدند
دربزرگترین پالایشگاه پتروشیمی کشور مازون که قلب تولیدونبض اقتصادایران است
یک آتش سوزی ناگواری رخ میدهدکه هرلحظه امکان انفجارمنابع ومخازن موجوددرپایلایشگاه
وجوددارد..بیش ازصدهانفردرحریم آتش سوزی قرارداشته ودرمجموع بالغ برسه هزار کارگرومهندس
درمحیط پتروشیمی مشغول کاروفعالیت هستندکه همگی تامرگ فاصله ای ندارند...
 
 
هرچه تلاش میکنندآتش مهارنمی شود.شعله های آتش هرثانیه بیشتروبیشترمیشود وخطرانفجارهاراتامرحله یقین بالامیبرد...
پالایشگاه درمعرض نابودی کامل است که بااین ویرانی هزاران خانواده صاحب مصیبتی تلخ خواهندشد...
قلبهادرسینه بیرون آمده دیگرمجالی برای  رویارویی باآتش نیست کارگران بایدسریعا محل راترک کنند
تالااقل چندنفری ازآسیب جان سالم بدرکنند...
 
فقط دریک صورت آتش مهارمیشودبستن شیرفلکه اصلی که آنهم درمیان شعله های فوران شده قرارگرفته
دل شیرمیخواهدبه آتش بزندتااین حادثه ویران کننده اقتصادایران وانهدام کامل پالایشگاه بهمراه نفرات آن رانجات دهد...
 
 
 
شیربچه ای ازقوم بزرگ لرکه همواره سبب نجات این دیاراهواری بوده اندباتشخیص صحیح وبیرون
راندن تمام کارگران ازمحوطه سیاوش واربه دل آتش زدتابابستن شیرفلکه اصلی ازبزرگترین فاجعه تاریخ ایران
زمین جلوگیری کندوخان هفتم هفت خوان این دنیای بدذات راباشهادت به پایان برساند...
 
 
 
امانه نام ،نه نشان ونه حتی درگوشه ای ازفهرست وحاشیه ی کتب درسی یادی ست
وغم انگیزترازآن فراموش کردن یاداین شهیدفداکاردراذهان کارگران ومدیران پالایشگاه است...
 
ملت ایران بایدبدانندکه امروزبخاطراز خودگذشتگی شهیدوالامقام_شهرام_محمدی
 
       ازدیارایذه است اگرهنوزپایشگاه سالم ودرحال تولیداست ...

ریزعلی_خواجوی پیراهنش سوخت قهرمان ملی شدو شهرام_محمدی جانش سوخت ولی....

یادش گرامی باد
 
علی_سرابي_یاقوند 
شاعرحماسی سرای قوم لرکارشناس سیاسی و رسانه

آتش_به_اختیار 
شهدارافراموش_نکنیم

دلنوشته غمگین بابغض دل برای توبرادرعزیز لک زاده

فرهنگی

 


 دلنوشته غمگین بابغض دل برای توبرادرعزیز لک زاده
 
جناب آقای محمودنظری فعال فرهیخته فرهنگی  
 
بهترین درودهای اهورایی راتقدیم رخسارپرنورتان کرده درسبدی ازگلهای سرخ محمدی (ص)
اگرکمی باچشم دل برکلمه های بارانی ام نگاهی نماییدخواهی دیدخون دل برادرخودراکه سنگ فرش این کاغذسفیدمجازی گشته..
ازآنروزی که امرنمودی تادیدگاهم رابیان نمایم تاامروزهمانندپرستویی مهاجرسربرکوهسار
تنهایی خویش نهاده که چگونه بنویسم تامباداناخواسته خاطری برنجدکه مرگ رابراین رنجش ترجیع میدهم.
پیشاپیش امیدوارمبرمن ببخشایی این جسارت را...
 
 
برادرعزیزلک زاده ی من:
حال برای تومینویسم چونکه توراازخویش جدانمیدانم بغض دل بااشک قلم آمیخته
شدتابنویسدازدردی گران وغم نهفته درجان خامه مرکب دان خاک گرفته درپنجره تنهایی قلبی
مملوازفراق وسرشارازجفای روزگار ناسازگاردرگذرستان عمرتن های فرسوده پشت پرده اندوه ماتم...
ازروزیکه پدرم درتخت جمشیدودرپاسارگاد تمام هستی پدران عیلامی اش ودیعه گذاشت
برای آن بودتاسرودباهم بودن رادردالان باریک وتنگ نفس گیرتاریک تاریخ هجاکنیم ،
حال چگونه بایدباورکردگلونی مادرم راکه 
تنهادارایی من ازباتوبودن بودرا بدون کفن درگورستان غریب ونامحرم نامردمی هادفن کنم.
خوب میدانی برادرم اززمانیکه اهرام ثلاته درمصرپایه گذاری شدتاروزیکه کنارعلقمه
دوتادست بیکسی نقش وفاداری رابرزمین ترسیم کرده برای آن
بودهمانندیک ریسمان باعث ایستایی من وتوباشد.
 
 
من باتوهمزادم باتوهمراهم وجودمن باتوگره 
خورده باتوخیالی لبریزازشادی داشتم من به شوق باهم بودن هرپگاه درختان
صداقت راآبیاری میکردم تامبادا برگهای سبزهمیاری زردوغنچه های مهربانی خشک گردد.
حال چگونه دست تاریخ رابگیرم وقتی تمام بودنم دردست توست...
حال چگونه باورکنم که مرابودنی بودسحرگاهی باطلوع آفتاب مهرورزی.
من باتویک ریشه ام دراندیشه میترائیسم ،دربازوی غیرت،درخون سیاوش،درکمان آرش،
دراندوه کاوه،درزلالی سیمره،درلوای کاوه،درضحاک کشی زمانه،درعدالت کریمخانی،
درسوارکاری سهراب ،درنقش آفرینی رستم،درپاکی یوتاب،دربندبندچهل سرو.
درغم هاوشادی های دشت سوزیانا،درتشنگی کزرمی،درزادروزهای شادی آفرین نوروز،
درجشن های باستانی،دردفاع ازشرافت کیانی وهم سلول تودرزندان اریتریکای غریب.
حال چگونه بایدبنویسم درحالیکه هویتم دردست های توچکه میکندچگونه پشت سربگذارم تمام ناتمام خودرا..
 
 
برادرارزشمندوفرهیخته لک زداده من:
خوب میدانم هیچگاه مرهم دردتونبوده ام!
میدانم برادرخوبی نبوده ام وهمانندیوسف تورادرچاه ظلمت خیزدوران تنهاگذاشتم
و هرگزکاروان نشدم برایت،اگرچه هیچگاه ضربه های ناعدالتی دولتمردان رابرگرده های
زخمی تواحساس نکردم،اگرچه هیچوقت طعم حسرتی که درجان تورخنه کرده رانچشیدم
،اگرچه درآسمان نابرابری های روزگارجباردرکنارتونبوده ام 
پچونکه منم همانندتوغرق درجوروجبراین خفقان زاده های نابرابری هستم.
 
منم دستهایم به زنجیرناعدالتی بسته است وبرپاهایم پابندفولادینی ازصبرزده اند.
توای برادروهمزادمن نمیدانم گازخردل تاکجااجازه ماندن به من میدهد
وبعدازمن تابوتم رفع کیش شاه کدامین دسته وجناح میگردد...
س تاهنوزفرصت ماندن دارم خلاصه میکنم برایت بااین جمله :
برگردبرادرم اگرچه میدانم برتوجفاهاشده اماروانیست تاوان آنراباجدایی ازمن بگیری..
برگردبرادرم که دلم سخت تنهاست بدون تو...
تاریخی که توراازمن بگیردتاریخ نیست بلکه میخی بوده دردیدگان من...
برگردبرادرلک زاده من که قوم لربابودن توزیباست...برگردبرادرم ..
.که پازل قوم لر بالک ثلاثی میرنوروز بختیاری وکلهروممسنی تکمیل میگردد...

 لک تنهانیست 
 لرستان راتکه تکه نکنید 
 برنامه های لکی حق مردم لک زبان است

ارادتمندشما
 علی سرابي یاقوند 
شاعرحماسی سرای قوم لر نویسنده وتحلیل گرسیاسی ورسانه

  

غزل مثنوی حماسی درجواب حمله داعش ازشاعرحماسی سرای قوم لر

فرهنگی

هشدارقوم لربه دشمنان ایران خصوصا آل صهیون آل سقوط

 هشداربه دشمنان ایران

 غزل مثنوی حماسی قوم لر


 علیانوشت 

مابنده خالق نیک گفتاریم

محافظان مکتب کراریم

ماعقابان آسمان غیرت 

فرمانبردستوری آشکاریم 

اگرخطای دیگری رخ دهد

دلیران آتش به اختیاریم 

دردنیای پرازنیرنگ وحیله

جانثاران میر تک سواریم 

صدباراگربمیرم درراه دین

بازمالکان اشتر پیکاریم 

برای حفظ ناموس ایرانی

کمان بدستان صفدرتباریم

دررزمگاه نبردبادشمنان

شیران غران درپی کفتاریم

دشمنان ایران این رابدانند

ماعاشقان نبردبا کفاریم 

 ترقه بازی که اثرندارد

برای ماکه کوه استواریم 

هشدارمابوده به آل صعود

 ابابیل شجاع بیشماریم

اگرامروزباخیانت چنین شد

عددهای معکوسمان شماریم

مدافعان همه مهیا شدند

ننگ است اگرآرامتان بذاریم

به قوم لراگرچه صدجفاشد

ولی بازهم بسان مازیاریم 

دراین مدت خیانتهابه لرشد

امابازهم مامالک وعماریم 

بافتنه هاقصددلسردی داشتید

کورخواندیدماازنسل دلواریم

قوم لرراهرگزنبوده ذلت 

ازآل صهیون کینه دردل داریم

 بافتنه گرمامیدانیم چه کنیم

سراوراروی سینه اش بکاریم

هرچندبه قوم لرتوجه نشد

ننگمان باددشمن راواگذاریم 

هرگاه که مامیرویم میدان رزم 

ازپشت سرنامردمی خورده ایم

اگرچه ازخودی خنجرهادیدیم

به عشق رهبربازاسفدیاریم 

شاعرحماسی سرای قوم لر

 علی سرابي یاقوند 

 لرپرس

گلونی مسموم: نقدی بر عملکرد فرهنگی نماینده ولی فقیه در استان لرستان

گلونی مسموم: نقدی بر عملکرد فرهنگی نماینده ولی فقیه در استان لرستان



به قلم یاسر خورشیدوند رییس حزب هدا (همبستگی دانش آموختگان ایران) شاخه لرستان 


جشن گلونی (روسری محلی لری) یکی از بارزترین فعالیت های فرهنگی جوانان لر در دوران پس از انقلاب است. گلونی که می توانست جنبه های اقتصادی، گردشگری و فرهنگی مثبتی برای استان لرستان در پی داشته باشد و به رقیبی جدی برای مدل های پوشش غربی تبدیل شود به یک باره به نمادی مسموم تبدیل شد؛ به طوری که گویا در هر پیچ و تاب گلونی مادران لر صدها توطئه نهان است.

با توجه به شرایط فوق الذکر و به درخواست جمعی از فعالین فرهنگی استان، حزب هُدای لرستان تصمیم گرفت به عنوان متولی، مسئولیت برگزاری این جشن را بپذیرد. 

پس از ارایه درخواست رسمی حزب هُدای لرستان برای برگزاری جشن گلونی متاسفانه این درخواست در شورای تامین به اتفاق آراء مورد مخالفت قرار گرفت.

آنچه بیش از رد درخواست برگزاری جشن ما را متعجب کرد این بود که بعد از دریافت خبر رد درخواست مان حتی جواب نامه مان را هم با این توجیه که ممکن است نامه را رسانه ای کنید به ما ندادند. این اقدام غیر قانونی در صورتی است که فرمانداری این اختیار را ندارد و نمی توان یک درخواست را با قلدری بدون جواب گذاشت. 

سوال اینجاست که این چه توجیه امنیتی است که دوستان خودشیرین ما برای برگزار نکردن جشن گلونی ارایه می دهند؟ مگر امنیت ملی ما با یک متر پارچه گلونی خدشه دار می شود؟ چرا یک مسئله عادی را به یک چالش امنیتی و مطالبه فرهنگی برای جوانان لر تبدیل می کنید؟ ما در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بدون مجوز این جشن را برگزار کردیم ولی در دروان دوستان اصلاح طلب نه تنها با مجوز نمی توانیم این جشن را برگزار کنیم بلکه با بی احترامی حتی جواب رد درخواست مان را هم به ما ابلاغ نمی کنند. پس این حقوق اقلیت هایی که از آن دم میزنید و برایش در استانداری میزی رو به راه کرده اید به درد لای کدام جرز می خورد؟ چرا کسانی که از نمد گلونی برای خود کلاهی بافته اند و آن را برند انتخاباتی شان کرده اند در مقابل برگزارنشدن این جشن هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند؟ 

مگر ما قوم لر با همین نمادهای فرهنگی مان قرن ها در مقابل بیگانگان مدافع حریم ایران نبودیم؟ مگر تمام اقوام ایرانی بدون هیچ حاشیه ای زبان مادری را تدریس و مراسمات هویتی خود را برگزار نمی کنند؟ چرا خودمان خودمان را به گناه نکرده متهم می کنیم؟ چرا ما لرها که هیچ گاه هیچ گونه مشکل امنیتی برای نظام ایجاد نکرده و همواره پشتوانه تمامیت ارضی کشور عزیزمان بوده ایم اینگونه مورد بی مهری قرار می گیریم؟

چرا یک متر پارچه که نماد حجاب زنان لر است را به یک مطالبه سیاسی امنیتی تبدیل کرده اید؟ مگر نه این که فرهنگ های بومی شاخ و برگ فرهنگ ملی در مقابل تهاجم فرهنگی خارجی است؟ 

انتقاد اصلی نگارنده این یادداشت به سمت برادر عزیزمان جناب آقای میر عمادی نماینده ولی فقیه در لرستان است؛ چراکه از ایشان انتظار می رود با نقش آفرینی مثبت در مباحث فرهنگی به صورت عام و بحث گلونی به صورت خاص، خود به بانی تکریم آداب و رسوم قوم لر تبدیل شود نه اینکه دوستان خودشیرین همتبار ما مخالفت ایشان با جشن گلونی را به بهانه ای برای برگزار نشدن این جشن تبدیل کنند.

جناب آقای میرعمادی از آنجایی که قوم لر در هیچ برهه ای از تاریخ به هویت ایرانی خود پشت نکرده است؛ تقویت هویت لر به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از هویت ایرانی اسلامی می تواند موجبات تقویت هویت ملی مان را در مقابل تهاجم فرهنگی بیگانگان فراهم سازد. برخورد غیرخودی با فرهنگ خودی موجب ایجاد حس شهروندی درجه دوم در میان قومی می شود که همواره پشتوانه نظام اسلامی بوده است.

به نظر می رسد عدم شناخت متولیان فرهنگی غیر بومی از فرهنگ بومی استان موجبات امنیتی شدن مسائل فرهنگی لرستان را فراهم آورده است. زمانی که پتروشیمی لرستان را به این بهانه که نیروی متخصص نداریم با نیروهای غیر بومی پر کردید صدایی از ما بلند نشد؛ گیرم که ادعای شما درست، چرا امامان جمعه مان که متولی فرهنگی ما هستند را از نیروهای غیر بومی انتخاب می کنید؟ مگر نه این که لرستان به عنوان سرزمین فقه و فقاهت مهد روحانیون جلیل الشانی همچون آیت الله بروجردی، آیت الله کمالوند و... بوده است؟ اگر قومیت گرایی بد است چرا درصد قابل توجهی از ائمه جمعه که از متولیان اصلی فرهنگی ما هستند غیر لر بوده و شناختی از هویت و فرهنگ بومی ما ندارند؟ بدیهی است ائمه جمعه غیر لر شناخت و درک چندانی از نمادهای فرهنگی قوم لر همچون گلونی نداشته باشند. اکنون هم از شما انتظار می رود با توجه به جایگاه خطیری که در اختیار دارید با استفاده از مشاوران فرهنگی بومی، پشتوانه ی حفظ فرهنگ بومی لرستان به عنوان بخش غیرقابل انکار فرهنگ ملی ایران عزیزمان باشید.

انتهای خبر/ 

جشنواره گلونی درخرم آباد

باستان شناسی

  


با برگزاری پرشکوه جشن روز خرم آباد به پیشواز 26 اردیبهشت (روز گلونی) خواهیم رفت




هر شهروند خرم ابادی بطور قطع یقین احساس تعلق خاصی به این شهر دارد این حس تعلق بدنبال خاطراتی که از بدنیا امدن ما و صدای " لاوه لاوه " مادران ما ، خاطرات کودکی با همه تلخ و شیرینیهایش ،خاطرات دوران مدرسه و هم محله ایها در هرکجا که باشیم ما را به زادگاه و دیار خود میکشاند .با این مقدمه چینی به پیشباز روزی خواهیم رفت که تبلور خاطرات ما و فراتر از آن محفلی برای محکم تر کردن پیوند خویش با زادگاهمان است روز "20اردیبهشت" در حرکتی ارزشمند بنام کهن شهر خرم آباد و به منظور پاسداشت آن نامگذاری شده است از این رو چه زیباست با حضور خود در مراسم پاسداشت در مورخه فوق در باغ گلستان به برگزای هرچه باشکوه تر مراسم یاری کنیم و به شهر عزیز خود ادای دین کنیم و چه زیباتر خواهد بود همه ی ما پیر و جوان ، زن و مرد با پوشش اصیل و سنتی " گلونی " یادآور تاریخ باصلابت و باشکوه دیار عزیزمان باشیم .




وعده ما20اردیبهشت خرم آبادباغ گلستان


 


لرپرس ازتمام دوستان دعوت بعمل می آورد

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 10 صفحه بعد

درباره ما

به وب سایت لر پرس ✋ خوش ✋ آمدید قوم لر یکی از سربلندترین اقوام ایرانی است که نقش بی بدیلی در ساختن تمدن ایرانی ایفا کرده است.مردمان لرزبان در کشورهای ایران-عراق-سوریه-چین-عمان -ترکیه- روسیه و افغانستان زندگی می کنند. لرزبان ایران در جنوب غرب کشور و در امتداد کوههای سر به فلک کشیده زاگرس سکونت دارند.لرستان پشتکوه یا ایلام امروزی از دیر باز یکی از اصلی ترین سکونتگاههای قوم لرمحسوب می شده و می شود.

جستجو

تصاویر منتخب

آرشیو

نويسندگان

لینک دوستان

اشعار لری

شبکیا اجتماعی

موضوعات

 

پایگاه تحلیلی خبری لرپرس

ارائه اخبار وتحلیل های جامع _ معرفی قوم لر _ارسال آهنگ ها و دکلمه های قدیم و جدید_ معرفی جاذبه های طبیعی باستانی گردشگری